خوب گویان وخوب نویسان

خوب گفتن وخوب نوشتن مهارتی است اموختنی که به تمام تحصیلکردگان بخصوص کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند باید اموخته شود برخی متخصصان- نظیر پزشکان - که ارتباطات بخش قابل توجهی از شغل انان راتشکیل میدهد نیاز بیشتری به این مهارت ها دارند که متاسفانه چنین اموزش هایی به انان داده نمیشود یا لااقل به عنوان بخشی ضروری از اموزش رسمی انان تلقی نمیگردد . حتی اموزش نحوه سخنرانی وتهیه اسلاید و تنظیم پاور پوینت هم جایی ندارد . مکاتب سنتی ما -در صورت لزوم -به طور عمده ای واجد این اموزش ها بود ند و به این نکات توجه میشد .تحصیل کردگان مدارس سنتی ، به هنگام صحبت کردن کلمات را بسیار شمرده ادا میکنند وقتی به نکته ای میرسند که اهمیت دارد ان را چندین و چند بار با کلمات مختلف تکرار میکنند .برای هر صحبتی طرحی میچینند و ترکیب مستمعین بر شکل و محتوای صحبت انان تاثیر میگذارد تا صحبت مخاطب تمام نشده لب نمیگشایندو برای نشست وبرخاست هم اموزش دیده اند .در حالی که در میان بسیاری از تحصیلکرده های مدرن ،مثل پزشکانی که یک عمر باید با مردم ارتباط کلامی داشته باشند بخصوص در میان نخبه ترینشان ان ها که سال ها در کنجی کتاب از بر کرده اند یک سلام وعلیک یا یک فتح اشنایی گاه دشوار تر از یک جراحی چشم یا قلب یا زانو مینماید !.خط وربط نیز همواره ارزشی از ارزش های مکاتب ما بود ه است .انکه خط وربطی داشت قطعا منزلتی می یافت .در طب مدرن مملکت ما خط که نابود شد هیچ ،ربطی هم پیدا نشد !اگر ربط را رسم مکاتبه و سبک نگارش بپنداریم که در تمام دنیا دفتر ودبیرخانه ای دارد !. اما در مورد خوب گویان وخوب نویسان باید به نکته دیگری هم اشاره کرد اینکه خوب گفتن وخوب نوشتن تنها یکی از خصوصیات انسانی است اما همیشه این امکان هست و بسیار پیش می اید که خوب گفتن و خوب نوشتن بر سایر خصوصیات انسان سایه اندازند !.به طور ساده خوب گویان وخوب نویسان ضرورتا ادم های از هر نظر خوبی نیستند یا انگونه که مینمایند خوب نیستند .خوب گفتن وخوب نوشتن میتواند برای شما حقی را که ندارید ابتیاع کند میتوان با ظرافت های کلامی ونوشتاری با استفاده از ضرب المثل های به جا موضوعی را جا انداخت یا عقیده ای را رد کرد .واقعیت ان است که در بسیاری از موارد گویندگان و نویسندگان بر مهارت خود و راست ناراست انچه میگویند تا حدودی اسراف دارند و خود ان را خیلی جدی نمیگیرند اما مشکل زمانی پیدا میشود که برخی گویندگان ونویسندگان بسیار توانا به چنان مهارتی میرسند که خود هم واقعیت کلامی را با حقیقت خلط میکنند .در این مورد نمونه های بارزی وجود دارد .لنین نویسنده ای بود توانا با زبانی تیز و اشرافی کامل بر فرهنگ و اصطلاحات و ادبیات روس لحن ریشخند امیز او در مورد مخالفین سیاسی اش انقدر تیزو جذاب بود که هر خواننده ای را میفریفت .نثر لنین نقشی بی همتا در هر دو انقلاب روسیه داشت قلم لنین انقدر توانا بود که توانست انقلاب کمونیستی در یک کشور غیر سرمایه داری را -که درست برخلاف نظریات مارکس بود -چنان جا بیندازد که هیچ کس جریت مخالفت نداشته باشد و تازه خود را رهرو ارتودوکس مارکس بنمایاند و کاری کند که مخالفینش نظیر کایوتسکی برای دهه ها مرتد نام بگیرند حال انکه اکنون بر همه اشکار است که نظرات کایوتسکی به نظرات مارکس نزدیک تر بود و اساسا کائوتسکی خود یکی از نویسندگان کتاب مارکس بود .انچه لنین با قدرت قلم انجام داد تاثیری بسیار مخرب بر روسیه وبخش های مهمی از دنیا برجا گذاشت به قول خود او را ه جهنم هم با حسن نیت سنگ. فرش شد !اما تاثیر نظریات کایوتسکی بر سر عقل امدن سرمایه داری (بازهم به بیان لنین )و احقاق بخش های مهمی از حقوق کارگر ان در اروپا انکار ناپذیر است !نوعی سوسیالیسم موجود در شمال اروپا بی تردید به درجاتی مدیون مبارزات سوسیالیست هایی نظیر کایوتسکی است اما نباید فراموش کرد که کایوتسکی در بحث و نگارش و هیستری جلب توجهی که لنین به ان مبتلا بود کم اورد !! بارز ترین نمونه خوب گویان همین نقاش کوتاه قامت اتریشی همین جانباز جنگ جهانی اول ادولف هیتلر خودمان است هر کدام از نطق های او نقش افرینی هنرمندانه ای در حد بهترین اجراهای شکسپیر بود او قدرت زبان تن را هم به اندازه قدرت کلمات به خوبی میشناخت عکس های دزدکی او که پیش از یک نطق برداشته شده واورا درحال تمیرین حرکات دست نشان میدهد موید این مطلب است .قدرت بیان او توانست نوعی روحیه امیدواری در المان شکست خورده المان دچار بحران بیافریند .قدرت بیان او انقدر ماهرانه بود که با وجود انکه تقریبا تمام اروپا نظرات غیر انسانی نازی ها در مورد یهودیان و....را میدانست در یکی از همان سال های اغازین اورا کاندید دریافت نوبل صلح کردند.چه بسیار رهبران انسان دوستی که در ان تاریخ مغلوب لحن وبیان وحرکات او شدند اما ادولف با مرگ خود وبا قتل هفت دختر خردسال گوبلز ثابت کرد مسیله اصلی ان بود که بیش از هر المانی دیگری این هیتلر و گوبلز بودند که فریفته حرکات و کلمات نمایشی -این جادوی تاتر -خود شدند . خوب گفتن وخوب نوشتن را بیاموزیم اما از یاد نبریم که این ها تنها بخشی از خصوصیات هر انسانی است پس فریفته ان نشویم وعنان عقل از دست ندهیم چه در مورد خودمان وچه در مورد دیگران !

/ 0 نظر / 62 بازدید