به وزیر امروز. ۴-امتحان

به وزیر امروز

۴- امتحان

بی تردید امتحانات در تمام رده های اموزش پزشکی یکی از معیوب ترین حلقه ها ی اموزشی ما هستند .اما این معایب از سویی نتیجه بسیاری مشکلات اجتماعی و پزشکی دیگر میباشند و از سوی دیگر بدون ترمیم این حلقه بسیاری از حلقه های بعدی این زنجیره اصلاح نخواهند شد . انتظاراین نیست که همه این اشکالات چند روزه برطرف شوند .اما در چند نکته تردید نباید کرد اولا اینکه این شیوه امتحان معیوب است و شیوه درست امتحانات در اینده باید ساخته شود. .ثانیا اشکالات جدی این امتحانات و عدم وجود استانداردهای علمی در انجام انها تصمیم نابخردانه چند نفر ادم نبوده که با توصیه وتنبه وخدای ناکرده عتاب !قابل اصلاح باشد زمینه های مادی و اجتماعی ملموسی این گره کور را پدید اورده که تنها با حوصله میتوان انها را یک یک شکافت وبهبودی بخشید ثالثا این اشکالات به هیچ عنوان نمیتواند توجیه گر برخی واکنش های منفی گرایانه به این شکل باشد که مثلا "من با این سیستم معیوب کاری ندارم و هروقت همه چیز علمی شد در ان دخالت خواهم کرد !" این به سادگی تنها یک تنبلی است نه چیز دیگر! و گرنه اشکار است که هر سیستمی را جز با مداخله عملی و درونی در ان نمیتوان تغییر داد! پس از این سه مقدمه و تاکید جد بر یک یک انان ابتدا با اولین امتحان یعنی کنکور پزشکی شروع میکنم؛ در این مورد از انجاکه بیش تر یک مسیله اجتماعی است چیز زیادی نمیتوان گفت وتنها باید به چند نکته اکتفا کرد .ابتدا باید پرسید فرهنگی که باعث میشود زبده ترین دانش اموزانش به جای انتخاب علوم انسانی شامل ادبیات ،علوم سیاسی وحقوق ،پزشکی را برگزینند چگونه فرهنگی است ؟ان هم در حالی که در ممالک توسعه یافته - ان هم بسته به سطح توسعه یافتگی - دانش اموزان ابتدا رشته های علوم انسانی را برمیگزینند .جذب بهترین استعدادها به جای بخش هایی که به اداره جامعه مربوط میشوند به سمت سلامت، به هر دلیلی که باشد با هر نتیجه خوب یا بد ، مسیولیت وزارت متبوع شما را دوچندان میکند ! و خود نشانه بارزی است از تاثیر مسایل فرهنگی بر اموزش پزشکی !هجوم درسخوان ترین دانش اموزان و کسانی که توان بالای محفوظات دارند به رشته های صنعتی و پزشکی ،هر چه بیشتر و بیشتر امتحانی را که باید بتواند افراد را براساس استعداد ها و علایقشان طبقه بندی کند تبدیل به یک مسابقه " حافظه برتر "فوق بشری ای میکند که بالطبع امنیت ان مهم ترین فاکتور در برگزاری ان میشود . اما در مورد امتحانات شروع دستیاری .باید به یاد اورد طبیبانی که با سخت ترین امتحانات برای تحصیل در رشته طب برگزیده شده اند و هفت سال عمر خود را در رشته طب گذرانده اند ودر نتیجه به تعبیر قدیم که در حوزه های علمیه مرسوم بوده استادان ،مکاتب و تکنیک های زیادی را "درک" کرده اند .تنها با یک امتحان کتبی شبیه به کنکور حرفه اینده خود را برمیگزینند. این که در کدام یک از رشته ها به تحصیل ادامه دهند تنها وتنها به نمره ای ارتباط دارد که در این امتحان کتبی کسب میکنند .اگر چه همه به این سیستم عادت کرده ایم و راهی بجز ان پیش چشم نداریم و در هر حال عادلانه هم بنظر میرسد اما اگر دقیق شویم سیستمی بسیار غیر منطقی است .چگونه است که یک پزشک عمومی در تمام این هفت سال براساس توانایی های خود زمینه های خانوادگی یا محلی و تجاربی که در طی تحصیل پیدا کرده علاقمندی و حتی تجربه خاصی در هریک از رشته های تخصصی پیدا نکرده است .ایا صرفا قدرت حافظه ملاک مناسبی برای انتخاب تمام رشته هاست ؟ ایا توانایی های فیزیکی افراد ،خصوصیات شخصیتی افراد ،ذات رنگارنگ انها هریک از ایشان را برای یک رشته خاص مناسب تر یا نامناسب تر نمیسازد ؟ ایا ما در طول زندگی خود ادم هایی را ندیده ایم که با دست هایشان همه چیز میسازند اما به سختی مطالب را از بر میکنند ؟ایا تا بحال ادم های گوشه گیری را ندیده اید که چند کتاب را از بر دارند اما سلام وعلیک نمیدانند ؟ راستی این خیل عظیم اعضا هییت علمی نباید بتوانند از میان شاگردانشان برخی را برای دستیاری برگزینند یا حداقل بتوانند از میان کسانی که امتحان کتبی را پاس کرده اند دستیاران مورد نظر خود را بپذیرند ؟ ایا اگر چنین اختیار محدودی به هییت علمی داده شود قطعا اعمال نفوذ صورت خواهد گرفت ؟ایا مجموعه هییت علمی تما م دانشگاه های علوم پزشکی کشور غیر قابل اطمینان هستند ؟ اما در سال های اخیر غیر از شکل امتحان نکات نگران کننده دیگری نیز میتوان مشاهده کرد ؛ میزان ارج وقرب رشته های مختلف و ملاک های انتخاب انان و سلسله مراتب رشته های محبوب گویای نکات زیادی در ارتباط با مسایل سلامت میباشد رشته ها یی که بالاترین نمرات انتخاب میکنند قطع نظر از ارتوپدی و چشم پزشکی و قلب و عروق که همیشه نیازمند نمره های بالایی بوده در سال های اخیر شامل رادیولوژی و طب فیزیکی نیز میشود و پایین ترین نمره ها شامل رشته عفونی هم هست و رشته های داخلی و اطفال هم اندکی بالاتر هستند .پیام این انتخاب این است که گویا رشته های عفونی و اطفال که به نام های اساطیری دکتر یلدا ودکتر قریب مزین هستند ارزشی کمتر رشته فی المثل رادیولوژی دارند .یعنی طبابت و اشتغال به طب یعنی معاینه بالینی ،دردشنیدن وشرح حال پرداختن و تشخیص یافتن - انچه که تاکنون هسته مرکزی طب را تشکیل میداده -بازاری کساد یافته! اشکار است که اگر کسی به هرکدام از این رشته ها واردشود ممکن است حتی در گذران امور زندگی خود دچار مشکل شود .خوشبختانه از انجا که این امتحانات حافظه برتر به هیچوجه ابزارهای مناسبی برای screening افراد نیستند پذیرفته شدگان عفونی و اطفال و داخلی هم ضرورتا و به استناد این امتحان طبیبان بدتری نیستند وای بسا در میان انها هم فرهیختگانی باشند که برخلاف رودخانه سلایق عمومی راه خود را میروند وزندگی خود را دستخوش این گونه مسابقات ورزشی نمیکنند !! اما این سلسله مراتب انتخاب باید زنگ خطر رابرای مسیولین به صدا در اورد . قطعا افراد وپزشکان به راهی میروند که بیشترین منفعت را برای خود انها و خانواده شان داشته باشد ودر این میان جز تحسین نیز هیچ چیز لایق انان نیست اما این جامعه ووزارت متبوع شماست که باید چشمی برای دیدن بحرانی داشته باشد که همین حالا هم در رشته های داخلی وجود دارد اما میرود که ریشه تعقل و تفکر در کار پزشکی رابخشکاند

اما بیشترین اشکال در امتحانات بورد تخصصی است .در اینجا هم هر چه که رشته مربوطه عملی تر و اشنا تر باشد مشکل کمتر و ساده تری وجود دارد اما در رشته هایی که عمدتا داخلی و مبتنی بر قوای عقلی و روزامدی دانش هستند مشکل بسیار عظیم تر و پیچیده تر است .

در تمام کشور ها دولت یک امتحان سراسری برای فارغ التحصیلان رشته های تخصصی برگزار میکند که عمدتا کتبی هم هست .با برگزاری این امتحان دولتی "state exam "مسیولان اموزش پزشکی به دولت و مجموعه خریداران خدمت پزشکان این اطمینان را میدهند که قبول شدگان این امتحان اطلاعات اساسی ان تخصص مربوطه را در حد رفع نیاز اکثر یت بیماران فراگرفته اند و در موارد خطیر میشود به انها اطمینان کرد !اما این امتحان به هیچ رو روش مناسبی برای ارزیابی و طبقه بندی تحصیل کرده ترین افراد جامعه نیست. برای استخدام در بخش های مختلف و بخصوص هییت علمی فاکتورها یا معیارهایی لازم است که با این امتحان ان هم توسط کسانی که ارتباط نزدیک با تک تک دستیاران نداشته اند امکان پذیر نیست .اساتید بخش ها کسانی که چهار سال تمام قاعدتا باید با این دستیاران در ارتباط نزدیک بوده باشند هیچ نقشی در نهایی ترین ارزیابی ندارند .در دوره دستیاری روی کاغذ ضوابطی برای ارزیابی درون بخشی وجود دارد ولی در عمل تاکید چندانی بر انها نمیشود و نهایتا به شکل معرفی کردن یا نکردن دستیاران به امتحان بورد است که جز در موارد استثنایی کاربری ندارد .نه تنها این بلکه توصیه های استادان هم هیچ محلی از اعراب ندارد شاید به همین دلیل باشد که در میان استادان ما چیزی به نام ه"فرهنگ توصیه نویسی" وجود ندارد ووقتی هم از دنیای خارج از یکی از استادان ما معرفی نامه ای در مورد استخدام یکی از شاگردانش خواسته میشو د پاسخ معمولا بی ضابطه و بخشی از تعارفات تشریفاتی به حساب می اید همه ما چه بسیار متخصصین کارامدی را میشناسیم که در امتحانت بورد رد شده اند و چه بسیار برعکس !.

اقای وزیر شاید اندکی اغراق امیز بنظر بیاید اما در حال حاضر در بسیاری از رشته ها برگزاری امتحانات بورد تخصصی به این شیوه فعلی ،تبدیل به مهم ترین سد در برابر اموزش پزشکی شده است !.دستیاران تخصصی برای شرکت در امتحاناتی که سوالاتش باید به شکل وسواس گونه ای براساس یک کتاب چند هزار صفحه ای تنظیم شده باشند در یک تا یک ونیم سال اخر دوره تخصصی خود نه تنها با بخشىهای اموزشی خود خداحافظی میکنند بلکه زندگانی شخصی و خانوادگی انها هم متوقف میشود .هر گونه سخت گیری برای حضور انها در بخش ها نوعی دشمنی تلقی میشود و فی الواقع هم هست ! رفته رفته پراکتیس ان رشته ،انچه در طول دو تا سه سال توسط خود انها و با کمک اساتیدشان تنیده شده بود در این سال پنبه شده فراموش میشود خانه ای ذهنی از چند هزار صفحه کتاب با استقامت خانه ورق ساخته میشود که تنها تا روز بورد دوام دارد و از ان پس متخصصی که مدت هاست با بخش اموزشی خود قطع ارتباط کرده و به دورترین نقطه کشور پرتاب شده باید شیوه کار نوینی برای حرفه خود با یاد مانده ها و تجارب دور و از همه مهم تر شیوه کاری که همکاران قدیمی تر در ان شهرستان ابداع کرده اند ،بسازد ! شما بهتر از همه میدانید که برای طرح سوال چه دستور العمل های دشواری وجود دارد که دست و پای طراح را در طرح سوال از لابلای یک کتاب چند هزار صفحه ای میبندند و بخصوص اگر این سوالات توسط کسانی طرح شود که تجربه کاری مفیدی هم ندارند یا حداقل با بخش های جدیدتر ان رشته اشنا نیستند و با توجه به هول و هراسی که مسیولین حوزه های امتحان از اعتراضات دستیاران دارند سوالات تبدیل میشوند به سوالات دشوارو بی برو برگردی که از سطر سطر کتاب برامده ولاجرم برای به حافظه سپردنشان زمان طولانی تری را از دستیار میبلعد !بسیاری از مطالبی که اهمیت زیادی داشته و باید از دستیاران پرسیده شوند تبدیل به نکاتی میشوند که اهمیت چندانی ندارند اما بهتر میتوان در قالب سوال دراورد !. برای ارزیابی دستیاران به گونه ای که به جسم وجان انا ن اسیبی نرسد برای انکه از تجربه سه ساله انها در بخش های اموزشی استفاده شود وبرای انکه به هنگام فارغ التحصیل شدن به جای بیشترین محفوظات بیشترین کارایی را داشته باشند باید کار اموزشی و درمانی ارتقا یابد باید تعداد کافی ساعت کار اعضای هییت علمی وجود داشته باشد باید ازمون دستیاران یک کار جدی و دایمی باشد بیشترین سهم ان شفاهی و بخش عمده ای از ان تلویحی باشد انهم توسط استادانی که با دستیار سال ها در یک رابطه انسانی بوده اند .سنت های اموزشی ملی ما هم که قرن ها در حوزه های علمیه ما جریان داشت عمدتا براین رابطه انسانی استوار بود .علما باید از استاد اجازه میگرفتند . انچه گفته شد در مقایسه با انچهةجریان دارد انقدر بعید است که ممکن است پوزخند تمسخری را هم برلب بیاورد اما نباید فراموش کرد که تمام انچه گفته شد همین حالا در بسیاری از بخش های پیشرفته در عمل به منصه ظهور رسیده است تا حدی که گاه حتی تصور میکنی هیچ فاصله ای دوره عمومی را از دوره تخصص جدانمیکند ! از بین رفتن فاصله هایی که چون دیوار چین بنظرمیرسند ، میتواند مهم ترین نشانه تحول اموزش پزشکی باشد !

/ 1 نظر / 69 بازدید
نسرین

آقای دکتر مطالبتان را لطفا با فونت بهتر و درشتری بنویسید. تشکر